خب هرچیز ایران که به دردم نخورد، لااقل این گواهینامهش به کار اومد. باهاش میتونم گواهینامهٔ اینجا رو بدون حضور در کلاسای آییننامه بگیرم. فقط جلسههای تعلیم رانندگی اجباریه، که اونم مهم نیست. مهم اینه که اینجا دیگه از افسرای کلهتخممرغی خبری نیست:
[روز اول]
- روشن کنم؟
- برو پائین ردی!
- ردم؟! من که هنوز حرکت نکردم جناب سروان!؟
- گفتم برو پائین! بعدی بیاد جلو!
- آخه چرا جناب سروان؟
- تا یاد بگیری که دفعهٔ بعد اول سلام بدی.
- ... بله! حق با شماست جناب سروان!
[روز یازدهم]
- سلام جناب سروان! خسته نباشین!
- برو پائین!
- برم پائین؟!
- ردی!
- ای بابا جناب سروان! دیگه برا چی آخه؟!
- برای اینکه فرق درجهٔ سروانی رو از سرهنگ دو بفهمی.
- ... بله! حق با شماست جناب سروان؛ یعنی ببخشید جناب سرهنگ!
[روز بیستویکم]
- سلام جناب سرهنگ! صبح شما بخیر! خسته نباشین!
- استارت بزن!
- چشم! ... روشن نمیشه جناب سرهنگ!؟ موتورش هنوز سرده.
- برو پائین!
- ردم باز؟!
- برو هل بده!... تو بیا جلو!
- [به سختی ماشینی رو که پنجتا آدم گنده توشن هل میدم تا روشن میشه] بشینم عقب جناب سرهنگ؟
- برو خونتون، نون که خوردی تونستی درست هل بدی بیا!
- ... بله! حق با شماست جناب...! جناب سرهنگ!
[ماه بعد]
- سلام جناب سرهنگ!
- حرکت کن ببینم!
- چشم جناب سرهنگ!
- برو دو!
- چشم جناب سرهنگ!
- سه!
- چشم جناب سرهنگ!
- حالا معکوس!
- چشم جناب سرهنگ!
- پشت مینیبوس پارک کن!
- چشم جناب سرهنگ!
- ... برو پائین! بعدی!
- قبول شدم جناب سرهنگ؟
- آفرین! میتونی برا خودت یه بوق بزنی!
- [بوق]
- بیا این کارتت!
- ئه! مگه نگفتین قبولم جناب سرهنگ؟!
- تابلوی «بوقزدنممنوع» به این گندگی رو نمیبینی؟!
- اما شما خودتون گفتین «بوق بزن» جناب سرهنگ!؟
- من گفتم «میتونی بوق بزنی»، نگفتم بزن!
- ... بله! حق با شماست جناب...! [در رو محکم میکوبم] حق با شماست «جناب تخممرغ»!

!?Hey! What do you make?! Do you dream -
-
[هی! چه کار میکنی؟ خوابی؟]
?I'm sorry! Excuse me! May I once more park
- [متأسفم! ببخشید! ممکنه یه بار دیگه پارک کنم؟]
!No problem! Of course! Park again -
- [اشکال نداره! معلومه که میتونی! یه بار دیگه پارک کن!]
!?May I park also during the travel examination twice too
- [موقع امتحان رانندگی هم میتونم دوبار پارک کنم؟!]
.You can park so much like you might. Main thing, you must be able to drive -
- [تو میتونی هرچقدر که دلت میخواد پارک کنی. مهم اینه که بتونی رانندگی کنی.]
"!che tokhmiye! eyval"
- [چه تخمیه! ایول!]
?What did you say -
- [چی؟]
!Nothing! The sign there
- [هیچی! اون تابلو اونجا!]
?Which -
- [کدوم؟]
?This there, which like a fried egg look! What is for a traffic sign
- [اون که اونجا مثل نیمرو میمونه! چه جور تابلوییه؟]
?!!»Oh this you mean! That is, that you have priority, »Excellency egg -
- [هان این رو میگی! این یعنی حق با شماست «جناب تخممرغ»!!؟]
- مکاشفه: تازه فهمیدم چرا نمیتونن توی ایران درست رانندگی تعلیم بدن!
- بابا این تخممرغا کتاب آییننامه رو یهصفحهدرمیون ترجمه کردن! اینجا حقتقدم با اونیه که توی میدونه، نه اونی که داره چشمبسته وارد میدون میشه!!!؟
ادامه مطلب/مجمعالکامنات




