بالاخره خدا پس از یک سکوت طولانی، دستور شروع کار جلسه رو داد، و عزرائیل که به سِمَت رئیس ستاد کل فرشتههای مسلح، و همچنین فرماندهٔ کل ارتش و سپاه و پاسدار و بسیج، و فرشتههای با لباسشخصی، و فرشتههای شخصی بیلباس، منسوب بود، به عنوان اولین نماینده، در راستای تحققبخشیدن به اهداف حضرت محمد، و تعین میزان قدرت دشمن، و چگونگی استراتژی لشگر، سخنرانی خودش رو ایراد کرد. و پس از او جبرئیل به پشت تریبون مجلس احظار شد تا گزارش خودش رو دربارهٔ وقوع حوادث اخیر و شرح مباحث و گفتگوهایش با حضرت محمد رو ارائه بده. پس از گزارش کامل جبرئیل از کم و کیف مأموریتش، میکائیل، نماینده حقوق بشر در زمین، به جایگاه سخنرانی رفت و شروع به طرح سئوالاتی از نمایندگان مجلس نمود (نقل است که پس از آفرینش آدم و دیپورت شیطان که از فرشتگان مقرب خدا بود، از بهشت، و عدم کسب حد نساب رأی اعتماد او در مجلس شورای انسانی آسمان، وی برای اینکه همچنان در روند طرحها، و انجام آنها در مجلس نفوذ داشته باشد، میکائیل را اغفال کرده و از او همواره به عنوان عامل نفوذی سود میجست. و او تنها در جلسه قبلی مجلس به علت سرماخوردگی، که پس از ملاقاتش با شیطان در جهنم و دو هوا شدنش رخ داده بود، حظور نداشت):
- ... با سلام و صلوات به روح پاک تمامی فرشتگان جانباخته در جنگ بدر؛ و سلام و عرض ادب به حضور مطهّر رهبر و پیشوای تمامی فرشتگان آسمان و رهبرعظیمالشأن مردمان زمین؛ و با کسب اجازه از ایشان؛ در ابتدا جا دارد که بنده به عنوان نمایندهٰ آحاد ملتهای مستضعف زمین، اولین سئوال رو، که اساساً تشکیل این جلسه و همینطور جلسه قبلی، دال بر آن است، از جناب فرشته جبرئیل، برادر و همکار عزیزمون بپرسم. و آن اینکه چرا، و اصلاً برای چه، ایشان پس از رحلت حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم، از سمت خود استعفا دادند و مسبب پیدایش این همه گمراهی و گرفتاری شدند؟!... چرا ایشان در آن شرایط بحرانی پس از رحلت، جامعه انقلابیون و مسلمان ما رو تنها گذاشته و ایشان را در تشخیص دادن راه درست از نادرست، ارشاد و راهنمایی نکردند؟!... که حالا ما شاهد این باشیم که نویسندگان بیشعوری از روی گمراهی، چه در ایراناسلامی، و چه در خارج از ایراناسلامی، فرصت پیدا کردهاند تا کتبی در تاریخ، نوشته و چاپ و انتشار دهند، تا ما را امروز در این تنگنا قرار دهند؟!... آیا این وظیفهٔ برادرمان، جبرئیل نبوده، که در رساندن پیام ما در زمین به عالمان و فقها مجاهدت بیشتری میکرد، تا عدهای از ایشان از دین برنگشته و کتبی بر ضد عقاید دیگر علما ننویسند؟!... و سئوال دوم بنده از محظهر شریف برادر ارجمند و دوست و همکار قدیمیام، که قرنهای بسیار دراز در عرصههای مقدس جنگها، برای دفاع از مرز و بوم، و خاک و آب زمین، در جنگ علیهٔ کفار، خالصانه و عاشقانه، شمشیر زدند، میباشد.... جناب فرشته، سرلشگر تیمسار عزرائیل! با توجه به سوابق درخشان و غیرقابلانکار شما در طول دوران چند قرنهٰ دفاع مقدس، لطفاً توضیح بدهید که چرا و اصلاً برایچه بایست به این کافران خدا نشناس، و مفسدان فی الارض، اجازه داده بشه که حق ادامهٔ زندگی نکبتبار داشته باشند، و در این فرصت، با نوشتن یک مشت اراجیف، جوانان زمینی رو اینچنین از راه ایمان بدر کنند؟!... چرا در همان نطفه، جلوی ایشان گرفته نشد و ایشان به سزای اعمالشان رسانده و گردن زده نشدند؟! (خوانندگان آگاهی دارند که عزرائیل از زمان فرا رسیدن موعد مرگ انسانها مطلع بوده و بر آینده مخبر. از اینرو ایشان میتوانسته پیشتر پیشبینی کند که چه اعمالی از چه کسی در آینده سر خواهد زد) لطفاً توضیح بدید!؟... بنده هم دیگه سئوالی ندارم و با درود و سلام به آل محمد، و دعا برای تعجیل در پیدا شدن شیپور اسرافیل، برای تحقق ظهور آقا امام زمان، از خدمت رهبرالعالمین اجازه ترخیص میطلبم.
خدا با حرکتی به علامت تائید، جبرئیل را برای پاسخگویی به سئوالات طرحشده، به پشت میکرفن احضار کرد.

- با نام خدا. در پاسخ به سئوال میکائیل، عرض کنم که من در ارشاد و راهنمایی علما و طلاب، کمترین کوتاهی نکردم. طبق آمار و بررسیهای انجام شده توسط پژوهشگران اسلامی، بنده تنها چهارصدوشصت مرتبه بر ابراهیم و موسی و عیسی در زمان حیات ایشان در زمین، نازل شدم، که البته این تعداد دفعات در زمان ایشان کافی بود؛ چون اولاً جمعیت مثل امروز در زمین بیداد نمیکرد، و ثانیاً مردم قدرت فهم و شعور کافی برای طرح سئوالات بیشتر رو نداشتند که الزام بیشتری برای حضور من ایجاد کنه. و پس از اون هم بیستوچهارهزار بار تنها بر محمد نازل شدم تا بتواند پاسخگوی سئوالات قومش، که بیشتر پیرامون جهاد و روابط اقتصادی ایشان، و یا پیرامون جماع و روابط جنسی ایشان بود، باشد. یعنی من به طور میانگین روزی دو تا سه بار، این مسیر طولانی آسمانـزمین، زمینـآسمان رو پرواز کردم. اما پس از رحلت محمد، از آنجاییکه هرج و مرجی بین یاران وفادار ایشان، و نوادگان ایشان برای بهدست اوردن قدرت و حکومت بلاد اسلامی پدید اومد، من هم دچار سر درگمی شدم و نتونستم بفهمم حکومت از آن کیست. از یک طرف ابوبکر و عمر که از بهترین ِ اصحاب پیامبر، و یار و مشاور دائمی ایشان بودن، برای برقرار ماندن نظم بین مسلمین تازه به قدرترسیده، میخواستند هر چه سریعتر خلیفهای انتخاب شود. و از طرف دیگر عدهای خائن هیزمفروش، که طالب ایجاد دودستگی و بر انداختن حکومت اسلامی بودند مصرر بودند که علی را که در آن زمان، جوان سیودوـسه سالهای بیش نبود، و برای بهترین یاران محمد هم، بهخاطر سن و جایگاه بیشترشون، احترام و ارزش خاصی قائل بود، به خلافت برسونند. و با ترویج و تحریف اتفاقات گذشته، سعی بر ایجاد نفاق در بین مسلمانان رو داشتن؛ که موفق هم شدن! و چون خود محمد هم در زمان حیاتش، اقدام اساسیای که جای شک و شبحه در آن نباشد، برای تعیین قطعی یک جایگزین مناسب، نکرد، من هم مردد شده، بر هیچیک از ایشان نازل نشدم. البته در پاسخ به این سئوال من که چرا محمد علیرغم مدیریت شایسته و دوراندیشی دقیق در تمام طول ده سال حکومت در مدینه، دست به این اقدام اساسی نزد، ایشان معترضانه پاسخ داد که عزرائیل بدون هماهنگی و تعیین وقت قبلی به سراغ وی آمدست. و جا داره من هم از جناب عزرائیل خواهش کنم بعداً علت انجام این کارشون رو برامون توضیح بدن.... و اما پس از درگیریها و جنگهای متعدد داخلی بین مسلمانان، همونطور که مطلع هستید، و به دلایل مذکور، من از سمت خود استعفا دادم. و پس از اون هیچکسی حاضر به برعهده گرفتن وظایف قبلی من نشد؛ تا روی کار آمدن حضرت خمینی و تشکیل انقلاب اسلامی به رهبری ایشان. که در این زمان خود شخص میکائیل داوطلبانه عهدهدار رسالت قبلی من و پیامرسان و مدافع حقوق بشر در زمین شد. امیدوارم پاسخ سئوالش را به خوبی داده باشم؛ با اجازه.
جبرئیل با احترام به آرامی خم شد؛ و به جایگاه خودش در بین نمایندگان برگشت.
ادامه مطلب/مجمعالکامنات





